تبليغاتX
بازتاب در جهان هستی
فلسفه عرفان ادیان فرهنگ حقوق

 

 پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم:

 الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 11:28 PM  توسط بازتاب  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 0:13 AM  توسط بازتاب  | 

 

"God  freed Khorramshahr"

Imam Khomeini

 

Commemoration of the Liberation anniversary of Khorramshahr City (on 3th Khordad 1361) from the Iraqi Occupation during the 1980-1988 Imposed War And honored the memory of the martyrs who retook Khorramshahr from the Iraqi forces on May 24, 1983.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 8:54 AM  توسط بازتاب  | 

به نام بي نام او

حضرت عزرائيل (عليه السلام)

سعيده رودسرابي

     اولين مساله در خصوص مرگ در ديد ما، مساله مواجهه با عزرائيل است و تنها دانسته ما از اين مقام مقدس اين است كه، در هنگام مرگ، گناهكاران چهره ترسناك، و نيكوكاران روي زيباي او را مشاهده مي كنند. ولي از آنجايي كه مساله مرگ براي اكثر ما غيرقابل حل باقي مانده است، چهره اي ترسناك از وي در نظر ما حك شده، تا آنجا كه تعابير و الفاظي كه در خصوص ايشان برزبانها جاريست حاكي از ترس و وحشت و توهين و انزجار است، چه بسا اينكه افراد كريه المنظر و بد خلق و خو را به ايشان تشبيه مي كنيم، كه نه تنها بر ترس و وحشت خود مي افزاييم بلكه مقام مقدسشان را نيز مورد هتك حرمت و اساعه ادب قرار مي دهيم.

     عليرغم اينكه طي مسير الي الحق از ازل تا به ابد، از ديدگاه ناظر متعالي و موقعيت فاقد زمان و مكان و تضاد عرش الهي، كمتر از صفر ثانيه به طول مي انجامد، اما انسان زندگي هاي متفاوتي را در مراحل مختلف روحي و جسمي، و در احاطه محدوديت هاي زماني و مكاني، و در دوراهي پذيرش بين خير و شر، طي مي كند. كه تعدد اين زندگيها و گذر از اين مراحل در قرآن كريم با لفظ ”يحيي و يميت و يميت و يحيي“ يادآوري شده است. و هر مرگي در پس هر زندگي راهي به زندگي نو پديد مي آورد كه امكانات بيشتري نصيب انسان مي كند¹ و وي درحاليكه تجربيات و عقايد و افكار و تاثيرات اعمال ذخيره شده در كالبد معنوي خود را به عنوان توشه با خود حمل مي كند، پس از گذر از برزخ (كه حد واسط بين دو زندگي قبلي و بعدي است و عبور از آن و يا سرگردان ماندن در آن، وابسته به انتخاب شخص است) وارد زندگي بعدي مي گردد.

     مساله اصلي اين است كه پس از هر مرحله از زندگي، نخست، وجود دو نيروي خلاف جهت هم ، يعني يكي روح، كه عامل بالا برنده انسان به سوي اصل خود يعني پروردگار متعال است و ديگري نيروي وابستگيها، كه عامل بازدارنده انسان از حركت در مسير تعالي است، در برزخ ميان دو زندگي سرگردان مي ماند و دوم، نادانسته ها ترس را بر او مسلط كرده و كششي از سوي بدن مادي(وابستگي به بدن فيزيكي)، فشاري را بر او حاكم مي كند كه بيش از ظرفيت تحمل اوست (كه از آن به عنوان فشار قبر ياد مي شود) قدرت تصميم گيري را براي او ناممكن مي كند. نه قدرت بازگشت به ماهيت مادي پيشين را دارد و نه ماهيت جديد فاقد فيزيكش كارآيي زندگي گذشته را در خود مي بيند، نه قدرت ناديده گرفتن و گذشتن از وابستگيهاي زندگي پيشين و نه قدرت مقابله با هراس از زندگي مبهم پيش رو را دارد.

     در حاليكه عاشق اصلي نظاره گر و در انتظار است و مي داند كه هر مرگي راهي به زندگي نو و قدمي به سوي اوست، و آن زمان كه در ازل عهد عشق با وي بستيم و به طمع همجواري جاودانه با وي، از درخت زندگي خورديم و محكوم به طي اين مسير طولاني شديم، معشوق ازلي به پاس اين عشق، عهدي بر گردن خود نهاد و قول بازگشت به سوي خويش را داد.

انا لله و انا اليه راجعون

و همواره عاشقانه يادآور شد كه ”فرزند گم شده به خانه بازگرد²“.

     حال چگونه باور كنيم كه اين محبوب مهربان مسير منزل خود را به ما ننمايانده است؟! و چگونه باور كنيم كه در مسير اين فرزند هراسان پنهان شده در تنور ظلمت، سيبي نچيده است تا او را به سوي خورشيد حقيقت رهنمون شود؟! چه اينكه مرگ آن دري است كه  راه بازگشت او را  مي بندد و او را با حقيقت مواجه مي كند³. و چگونه باور كنم كه همانگونه كه در بدو ورود به اين زندگي دستان مهرباني قرار داد تا مرا بپرورند و هدايت كنند و در مسير قرار دهند، در دنباله مسير، دستان مهربان ديگري قرار نداده است؟! چه اينكه حضرت عزرائيل قبض كننده و دريافت كننده روح است نه جداكننده آن از بدن.

     او چون راهنمايي مهربان، چون دوستي همصدا، چون راهبري دلسوز، روح سرگردان مرا دريافت خواهد كرد و راه را به من نشان خواهد داد. راهي به دور از سرگرداني و پريشاني، به دور از اشتباه و نگراني، و تنها حامي و بلد راه من در مسير منزل معشوق است.

     پس زمانيكه چشم از اين جهان بربندم و در جهان ديگر بگشايم، به آغوش مهربان او اعتماد خواهم كرد و با او رهسپار خواهم شد. فرشته مرگ من، مونس لحظه هاي ترس و تنهايي و سرگرداني من!!!

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- به عنوان مثال: در اين زندگي، انسان اسير كالبدهاي فيزيكي، ذهني، رواني و اختري است، در حاليكه در زندگي بعدي از قيد كالبد فيزيكي رها شده و از كالبدهاي رواني و اختري كه كالبد فيزيكي را به كالبد ذهني پيوند مي دهند بي نياز است و صرف كالبد ذهني به همراه روح كه عامل پرتاب كننده و عامل پرش به زندگي بعدي است، وارد مرحله بعدي مي شود و در مرحله بعد از قيد مكان آزاد مي شود.

۲- انجيل يعني خبر خوش و خبر خوش اين است: فرزند گم شده به خانه بازگرد.

۳- در داستانهاي كودكي، داستان حسني را به خاطر بياوريد كه از آفتاب مي ترسيد و به خاطر ترس از آفتاب در تنور خانه پنهان شده بود، و تنها چيزي كه دوست داشت خوردن سيب بود، مادر حسني براي حل مشكل فرزندش، بين مسير خانه تا كوچه را سيب چيد و وقتي حسني به دنبال سيبها به كوچه رسيد، در را پشت سر او بست تا فرزندش با خورشيد روبرو شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 3:20 PM  توسط بازتاب  | 

به خشنودی يزدان پاك


نوروز

۷۰۳۱ آریایی - میترایی و ۳۷۴۷ زرتشتی و ۱۳۸۸ خورشیدی

خجسته باد!

+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 12:1 PM  توسط بازتاب  | 

درود

       قبل از همه چيز سال نو را به همه تبريك مي گويم و اميدوارم سالي شاد و پر بركت را پيش رو داشته باشيد.

       اما بعد، امروز كه قصد داشتم فيلم سينمايي مخصوص روز پيش از عيد را از شبكه پنجم سيما ببينم با كمال تاسف فيلمي را مشاهده كردم به نام "كشور ستمديده عراق" كه خاطرات زيادي را برايم زنده كرد و اين سوال برايم پيش آمد كه مگر اينان همان مردمي نيستند كه هشت سال بدترين ظلمها را به ما كرده اند؟! آيا اينان همان مردمي نيستند كه بهترين جوانان ما را كشتند و شهرهاي ما را ويران كردند؟! آيا اينان همان مردمي نيستند كه بسياري از جوانان ما را براي هميشه بر صندلي هاي چرخدار نشاندند و بسياري را حتي پس از گذشت بيست سال از پايان آن حملات وحشيانه از اثرات بمب هاي شيميايي خود كشتند؟! پس چه شده كه صداو سيماي ما احساس برادرخواندگي كرده  و روز عيد ما را به بهانه سالگرد اشغال عراق با پخش اين فيلم ناراحت كننده تبديل به عزا كرده است. مگر نه اينكه سالهاي بسياري پيش از اين، عزادار شهيدان خود بوده ايم!!!

       فراموش نمي كنم عيد نوروزي را كه به دليل موشك باران در زيرزمين گذرانديم و خبر شهادت پسر جوان يكي از همسايگان و مفقودالاثر شدن يكي ديگر از جوانان محل را آوردند و عيد ما عزا شد.

       فراموش نمي كنم روزهايي را كه ظرف يك هفته پيكر پاك دو جوان شهيد را آوردند و چه مصيبتي تمام محل را پر كرد. جواناني كه آنقدر كم سن بودند كه در كوچه فوتبال بازي مي كردند و ما كه بچه بوديم با زور گريه توپ آنها را مي گرفتيم و بازيشان را خراب مي كرديم و البته از ذكر تعداد شهداي فاميل مي گذرم. (كاش دست اندركاران صدا و سيما امروز را كه آخرين پنجشنبه سال است به مزار شهدا مي رفتند تا بدانند در دل مادران شهدا چه مي گذرد يا حداقل به گزارشات خبرنگاران خود نظري مي انداختند.)

       پس چه شده كه اكنون قاتلان وحشي عراقي، ستمديده شده اند!!! "كشور ستمديده عراق"!!! احمقانه ترين و كوركورانه ترين اسمي كه مي توان بر روي آن گذاشت!!! ما را چه به اين دشمنان قديمي!!!

       درست است كه شيطان بزرگ حدود ۶-۷ سال است كه عراق را اشغال كرده است ولي اين فقط از بابت بازپرداخت مخارج حمله به ايران بوده است. قرار بوده عراق با هزينه كشورهاي ابرقدرت ايران را به تاراج ببرد كه به حول و قوه الهي و رهبري و مديريت بي نقص امام(ره) و فداكاري مردم نتيجه مورد نظر آنها حاصل نشد. و اكنون شيطان بزرگ قصد دارد اين هزينه را از خود كشور عراق و منابع آن تامين كند. و اين اشغال هزينه همان ظلم و ستم است. و البته خود همين مردم به ظاهر ستمديده با حمله ديگري به كويت و كشتار مجدد مردم آنجا كه ديگر نه مجوس بودند و نه شيعه بودند و نه انقلاب كرده بودند خود اين بهانه را به دست ابرقدرتها دادند و اين را هم نبايد فراموش كرد كه اشغالگر را خودشان راه دادند و در روز ورودش به جشن و پايگوبي مشغول شدند و روح خيانت كه  قرن هاست در رگهاي آنان جاري است و رد پاي آن در طول تاريخ و از زمان امامان معصوم ما قابل مشاهده است، اين بلا را بر سر آنها آورده است. (البته در اشغالگر بودن آمريكا هيچ ترديدي نيست، ولي به نظر من اگر مي خواستند كه اين اشغالگران پست بي هويت را از كشورشان بيرون كنند، چند ميليون نفر كه حداقل تجربه جنگهاي طولاني را دارند حتما مي توانستند ۱۲۰هزار تفنگدار آمريكايي را از كشورشان برانند ولي عدم داشتن روح جهاد و مبارزه آنها را بدبخت كرده است) و تاوان بي غيرت بودن آنها را ما كه قرباني ظلم و ستم آنها بوده ايم  نبايد بپردازيم.

       از طرف ديگر بايد به اين موضوع هم توجه كرد كه مردم ما هيچگاه از هيچ كمك مالي و معنوي دريغ نكرده اند و به عنوان يك وظيفه انساني به خاطر يك عده از مردم بي گناه عراق  (مثلا زنان و كودكان معصوم)، كمك هاي مالي بسياري كردند و در زمان انجام وظيفه انساني به سالهاي خونين پشت سر توجهي نكردند و نخواهند كرد.

       ولي  پيرمرداني كه از آنها به عنوان بي گناه ياد مي شود آيا واقعا بي گناهند؟ با يك حساب سرانگشتي كسي كه متوسط  بين سنين ۲۰-۳۰ در اوايل جنگ تحميلي و ۳۰-۴۰ سال را در اواخر جنگ داشته و در جنگ شركت داشته، اكنون بين ۵۰-۶۰ سال دارد و پيرمرد محسوب مي شود!!! حال آيا اين قاتلان بي گناهند؟؟؟؟

       چرا با نشان دادن اين فيلمهاي (با عرض شرمندگي) تهوع آور و ايجاد حس برادرخواندگي با دشمن قديمي، داغ مادران شهدا را تازه مي كنيد، اين چه فرهنگ ناصوابي است؟ 

       شايد برخي بگويند كه اين صدام بوده كه جنايت كرده نه مردم عراق، ولي عليرغم اينكه جنايات صدام را نمي توان انكار كرد اما مگر يك شخص بدون حمايت مردمش مي تواند ۸ سال جنگ را مديريت كند؟ با اين فرض كه اگر اين مردم ناچار هم بودند آيا در دستورات فرماندهي  بود كه به ناموس مردم مرزنشين ما تجاوز كنند؟ آيا صدام دستور مستقيم  براي اين كار را داده  بود؟ آيا مردم عراق مسلمان نبودند؟ يا حداقل انسان نبودند؟ پس خود اين افراد مظلوم نماي به ظاهر بيگناه بسياري از فجايع را به جنگ تحميلي افزودند و پشيمان نيز نبودند و نيستند و حتي اين را وظيفه خود مي دانستند كه مجوسان را بكشتند و بي حرمت كنند شايد صواب بيشتري نصيب خود كنند.

درحاليكه خلبان ايراني كه براي منهدم كردن پلي به عراق پرواز كرد وقتي با رهگذري كه از پل مذكور عبور مي كرد مواجه شد تمام خطرات را به جان خريد و از محل دور شد و دوباره بازگشت و زماني  پل را منهدم كرد كه كسي بر روي آن نيود. آيا در آن لحظه فرمانده خلبان ايراني اين دستور را به او داده بود؟ نه!!! اين دستور از روح بلند و ايمان خلبان بود. از روح جاري نهضت سالار شهيدان در قلب امت اسلامي بوده است.

       پس اين نتيجه گيري را مي توان كرد كه اگر حواشي غيرانساني و غيرمتعارف  بيشتري به جنگي افزوده شود، مقصر اصلي فاعل مستقيم آن عمل است، چون اين حواشي جزء دستورات  فرماندهي نيست كه اجتناب  از آن فرد را مستحق مجازات هاي نظامي كند. پس با اين وجود،  شخص فاعل خود دشمن خطرناكي است و فاعل جنايات انجام شده در حمله به ايران همين مردم مثلا ستمديده هستند كه اكنون تاوان كرده هاي خود را مي دهند.

       در پايان از مسئولين محترم تقاضا دارم توجه داشته باشند كه هر يك از مردم ما خود يك سياستمدار است، با هر سطح تحصيلات و وضعيت معيشت، چه در شهر باشد چه روستا!!!  و مردم ما مي دانند كه بايد براي دور كردن دشمن بزرگتر يعني شيطان بزرگ بايد از نظر سياسي از كشور عراق حمايتهايي كرد تا استقلال خود را مجددا بازيابد و دخالت شيطان بزرگ از منطقه كم شود، و همينگونه هم هريك از مردم ما وظيفه  انساني خود را در كمك به انسانها مي داند و اين امر هر بار در راهپيمايي ها و حتي در كمك به مردم واقعا مظلوم غزه به دولت محترم ثابت شده است. پس مردم ما در زمان مناسب از كمك هاي خود دريغ نمي كنند و نخواهند كرد و نيازمند تبليغات تلويزيوني نيستند.  پس  لطفا با اعلام اينكه مردم عراق ستمديده هستند سالهاي دفاع مقدس ما را در پرده ابهام قرار ندهند!!! چه اينكه احترام به شهدا صرفا نقاشي تصوير آنها بر ديوارهاي شهر نيست! و مظلوم نشان دادن قاتل(عراق) پايمال كردن خون شهيدان است چه اينكه كودكاني كه آن سالهاي سخت اما با شكوه را به ياد نمي آورند در حل اين معادله كه : «اگر آنها مظلومند پس چطور به ما حمله كردند؟ اگر نيستند پس اين حرفها چيست؟»  دچار مشكل مي شوند و قرار نيست تا ده سال ديگر وضوح حماسه ملي ما به دست فراموشي و سوالات بي پاسخ سپرده شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 11:6 PM  توسط بازتاب  | 

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ.

أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.صَلاةُ اللهِ لَهُ لآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا- رَحِمَکُمُ اللهُ- لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَکَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

 

   ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

   یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی. شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) راهلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار(یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

   معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید
.

   کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد
.

   بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است
.

   خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی
.

   درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر
.

   او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).


   از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 4:50 PM  توسط بازتاب  | 

سپندارمزدگان روز پارسی عشق، زن و زمین گرامی باد!

ایرانی باشیم!

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 3:29 PM  توسط بازتاب  | 

Happy 30th Anniversary

 

 of

 

Iran’s Islamic Revolution

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 12:20 PM  توسط بازتاب  | 

اي صبا از من به اسماعيل قرباني بگو

زنده برگشتن ز كوي يار رسم عشق نيست

 

عيد قربان، عيد قرباني كردن وابستگي ها مبارك باد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آذر1387ساعت 7:47 PM  توسط بازتاب  |